![]() |
![]() |
|
|
توی زندگی یه جاهایی هست که باورت میشه نابود شدی
یه جاهایی هست که از دیدن آدمایی که زنده اند شاد میشی یه جاهایی هست که دیگه هیچ کس وهیچ چیز برات مهم نیست تو زندگی یه جاهایی هست که آدمایی که یه روز برات عزیز بودنم نمیشناسی! من الان دقیقا همین جای زندگی وایسادم!! نوشتم که یادم نره ... داداشی نه................................... تو دیگه داداش من نیستی آقای بی معرفت اینو برای تو نوشتم تا بفهمی تو این مدت من میومدم و می رفتم ولی تو کجایی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 12:15 توسط خودم |
|
|
عشق فقط عشق ابجی
شیش ماه تنهایی بدون ابجی وفا و دوستی باهم قاطی فکر نکنی که ما لاطیم ما فقط خاطر خاطیم ما فقط چاکر خاطیم. <<ابجی جونم دوست دارم>> |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 13:14 توسط خودم |
|
|
کم کمک وقت خداحافطی ما از راه رسيده هواي تازه ی تنها يی ها از راه رسيده بغلم کن آخرين بار وقت رفتن رسيده يک کمی خنده واسه روزای بارونی دارم که می خوام توی جيبم نزديک قلبم بذارم يه بغل خاطره از تو توی کوله بارمه يک کمی اشک و گلايه لای دستمال پيچيدم وقتی دلم تنگ تو شد غم تو توشه ی راهمه
داداشی از اون موقعه ای که با صدا ی سردت از من پذیرایی کردی فهمیدم فهمیدم که خواهر برادری ما تا داره پس داداشی من میرم میرم تا با تنهایی خودم باشم ولی تو مواظب خودت باش من همیشه تورو .................. ولش کن داداشی خداحافظ برای همیشه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 10:33 توسط خودم |
|
|
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیاز مند شدم. وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که او تمام کرد من شروع کردم. وقتی او تمام شد من آغاز شدم. و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است, مثل تنها مردن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 19:18 توسط خودم |
|
|
سلام داداشی به جون عزیزترینم ازدستت ناراحت نیستم انتظار نداشتم من و تنها بذاری داداشی دلم گرم بود .. یه داداش دارم مثل شیر اما کجا بودی تو امن روزای ستی که بهت نیاز داشتم داداشی دلم گرفته ناراحتم اما نه از تو از دنیا از زمونه داداشی من از دستت ناراحت نیستم مطمئن ولی از بی معرفتی ها .... هیچی منتظرتم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 آذر1387ساعت 22:25 توسط خودم |
|
|
من هنوزم ابجیم و دوست دارم . باید من و ببخشی اگه تخنات گذاشتم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آبان1387ساعت 19:49 توسط خودم |
|
|
وقتی از همه جا ناامید شدی
روبروی کوهی بایست و فریاد بزن : ایا هنوز امیدی هست؟ خواهی شنید:هست هست هست ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 آبان1387ساعت 12:2 توسط خودم |
|
|
قدر خود را بزرگتر از آن میدانم که محبت خویش را
از کسی دریغ کنم. حتی اگر آن کس محبت مرا درک نکند وبه خیال خود سوء استفاده نماید........ من بزرگتر از آنم که به خاطر باداش محبت کنم... یا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم.... من در عشق خود میسوزم ولذت می برم... این لذت بزرگترین باداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید....... تقدیم به تمام کسانی که محبت مرا نفهمیدند!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 آبان1387ساعت 11:55 توسط خودم |
|
|
عشق به شكل پرواز پرندست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 11:48 توسط خودم |
|
|
دلم براي همه چيت شده يه البوم كوچيك يه البوم ديدني كه ميشه تو اون خاطره ديد از توي چشمات از توو نقش خاطرات ز تو كه اميد مني از تو كه ميميرم برات گه بري داغون ميشم بدون تو تموم ميشم پيشم بمون عزيز دلم فقط با تو اروم ميشم ميخوام براي موندنت واسه هميشه خوندنت ماهي شم و شنا كنم تو نازكاي پيرهنت اخه تو اميد مني پرتو خورشيد مني تو بهترين دليل من براي زنده بودني وقتي كه بارون ميباره غنچه عشق و ميكاره نگار چشاتو ميبينم كه ارومم نميزاره چي ميشه اشنام بشي خيل ترانه هام بشي تو اوج اين نا اميدي تعبير روياهام بشي چي ميشه تو خنديدنت تو اين ترانه خوندنت براي دل خوشي من بگي كه راست موندنت هرچي بخواي همون ميشم مجنون اين زمون ميشم فقط نرو باهام بمون برات ترانه خون ميشم من تو رو تو روياي دور تو دشت سبز پر غرور اونجا كه قاصدكها فراوونند كرور كرور ديدم كه بي رويا بودي بدون من تنها بودي دلت نميخواست بخوني اروم و بي صدا بودي من اما ارزوت ميشم تو اوازات سكوت ميشم واسه كشيدن چشات قشنگترين خطوط ميشم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 11:43 توسط خودم |
|
|
سلام می خوام از بی معرفتب براتون بگم تا حالا ولاگو به امید این می نوشتم که داداشی هست اگه
من نباشم اون می نویسه ولی داداشی دیگه نمی خواد برای آجیش بنویسه مینویسم که بدونه : داداش تو تمام امید من بودی و حالا هم هستی مینویسم که بدونه : داداش خسته شدم از بی معرفتی مینویسم که بدونه : هنوز به یادتم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 11:39 توسط خودم |
|
|
رفتی و تنهام گذاشتی توی قلبم پا گذاشتی تو که گفتی من می مونم چرا رفتی و نموندی حالا که تنهای تنهام واسه دله خودم می نویسم می نویسم تو کجایی کی میایی کی میایی تو که رفتی من اینجا تنهام دیگه طاقتی ندارم دیگه سخته بی تو موندن بی تو هیچ معنای نداره
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 22:32 توسط خودم |
|
|
به افتخار بهترین داداش دنیا :
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 مهر1387ساعت 17:25 توسط خودم |
|
|
سلام به هرچی چشم انتظاره ... فداتون ...
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 مهر1387ساعت 13:52 توسط خودم |
|
|
در دیاری که در ان نیست کسی یاره کسی بارالله که نیوفتد کاره کسی به کسی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 مهر1387ساعت 13:36 توسط خودم |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 مهر1387ساعت 0:27 توسط خودم |
|
|
امشب تصمیم گرفتم برم شب زنده داری می خوام تا صبح دعا بخونم راز و نیاز بکنم برای تو برای بابام مامانم برای بابام و مامانم برای سلامتی همه مریض ها برای سلامتی تمام گلهای بهزیستی و برای اینکه داداشم و دوباره پیدا کنم داداش خییلیی بهت احتیاج دارم داداش دوریت برام سخت شده
خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا ................................... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مهر1387ساعت 0:1 توسط خودم |
|
|
خدايم
خدايم!به تو عشق مي ورزم
تو را بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا دوست مي دارم چنان به تو عشق مي ورزم كه سرمست و بي خود مي شوم. خدايم!مرا عشق پاك و خلوص و عبوديت عطا كن متبركم كن تا دنيا با تمامي غم ها و خوشي هايش، زشتي ها و زيبا يي هايش،مرا نفريبد. خدايم!خانه قلب من كوچك است آن راچنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.خانه قلبم ويرانه است،آن را مرمت كن تا در خور تو شود.خانه قلبم آلوده است،آن را پاك و مطهر گردان عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شودكه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شوي و من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم. پس بارالها مرا در انتظار رسيدن به اين آرزو مگذار گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم …
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد بهت نزدیک شم …
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
--------------------------------
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
--------------------------------
گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟
--------------------------------
گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
--------------------------------
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
--------------------------------
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم
--------------------------------
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
--------------------------------
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) :: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 23:32 توسط خودم |
|
|
ایها الناس داداشم نیست
داداشم من و تنها گذاشته ............................ نکنه یه آبجی بهتر از من گیر آورده .
داداش کاش اون قول و نمی دادم تا می تونستم پیدات کنم داداش دارم می میرم از نگرانی هر روز میام تو سایت شاید خبری از تو باشه ولی نه
داداشم من و ول کرده و رفته داداش چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رسید ولی تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 0:21 توسط خودم |
|
|
یک عدد داداشی با یه دل گنده مهربون رنگ
آسمونش آبی خودش سبز سبز دلش سفید گم شده هر کی از بهترین داداش دنیا یعنی داداش من خبری داره بهم خبر بده خییلی وقت که از داداشم خبر ندارم ................................................................... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 شهریور1387ساعت 1:3 توسط خودم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه عزیزانی که زندگی را زیبا می بینند سلام به کسانی که وجود برادراشون استفاده می کنند
سلام به اونایی که مثل من داداش دارن ولی ندارن .................................. سلام به همه اونایی که بی معرفتی رو از تو مرامشون پاک کردن سلام به بهترین داداش دنیا که خواهرشو فراموش کرده این جمله رو داداشم گفته : سلام به ارزوی دیرینم و سلام به دونیای قبل و بعد از مرگم و همه ی اینا یعنی خواهرم. ابجی دوست دارم می نویسم تا همه بدونن داداشم دیگه من و دوست نداره داداشم من و تنها گذاشته و رفته |
| پیوندها |
|
یکی مثل من اما داداش من بهتره . . . وایستا دنیا من می خوام پیاده شم پری دریایی من و داداشم من و نگین دات کام صاحبدلان ((2متري)) •*¨ღ♥ღمیناღ♥ღ¸.•* |
|
RSS
|